در تاریخ23 اسفند 87 در سالن حرکت تهران، کنسرتی برگزار شد که برایم همیشه به یادگار خواهد ماند. گروه "ایماژ" به سرپرستی ایمان جعفری پویان. اولین بار بود که شلاق صدای یک دستهی بادی مسی (brass section) را روی پوست صورتم احساس میکردم.اجرایی هماهنگ و خوب از کل ارکستر همراه باس، درام، گیتار، کیبورد و پرکاشن و گروه بادی مسی در خط مقدم. تا جایی که اطلاع دارم در 30 سال اخیر اولین باری بود که چنین گروهی روی صحنه میرفت. گفتگو با ایمان جعفری، بهانهای بود برای ادامهی لذت آن اجرا. کیوان هنرمند
|
||
تماشای بخشی از کنسرت:01 تماشای بخشی از کنسرت:05
آقاي جعفري لطفا خودتان را معرفي كنيد : من متولد مرداد ماه 1351 در بيمارستان آرياي تهران هستم. از كي به موسيقي علاقه مند شديد؟ زماني كه 13 سال داشتم در يك ميهماني، عموي پدرم، آقای محمود جعفري، با گيتار آهنگهايي نواخت كه برايم بسيار جالب بود. از همان شب به موسيقي علاقه مند شدم. البته قبل از آن نيز به موسيقي پاپ علاقه داشتم و آهنگهايي مثل گل يخ کوروش یغمایی را هميشه زمزمه ميكردم . پدرم هم به موسيقي كلاسيك علاقمند بود. بعد چه كرديد؟ مدتي پيش عموي پدرم گيتار كار كردم ولی بدليل سختي زياد آنرا كنار گذاشتم. گیتار ساز من نبود، ارتباط خوبی با آن نداشتم. به تحصيل در مدرسه هم علاقهاي نداشتم و دوست داشتم وارد كار فني شوم. سال 1367، با راهنمایی دوستی که به كارهاي هنري علاقه داشت، به هنرستان موسيقي رفتم. هنرستان را از اول راهنمايي شروع كرديد ؟ خير در آن زمان هنرستان 4 سال بود، معادل 4سال دبيرستان و پس از دورهی راهنمايي شروع ميشد. بعد از دوره ما، هنرستان از اول راهنمايي شد. شما قبل از ورود به هنرستان ساز ميزديد؟ خير،همان گیتار بود که رهایش کرده بودم. در هنرستان چه سازي انتخاب كرديد؟ اين موضوع داستان جالبي دارد. روزی قبل از اینکه سازی را برای خودم انتخاب کنم، شنیدم که یکی از بجههای هنرستان، در راهرو با كلارينت گام ميزد. من از صداي اين ساز خوشم آمد. روز انتخاب ساز وارد اتاق شدم. استاد سازهای مختلف نشسته بودند و از شاگردان نظرخواهی میکردند که به چه سازی علاقه دارند. بين اساتيد حاضر، شخصي بسيار مرتب واتو كشيده بود. ازا یشان خیلی خوشم آمد. پرسيدم ايشان چه سازي درس ميدهند. گفتند كلارينت! من خوشحال شدم وساز كلارينت را انتخاب كردم به خاطر اينكه شاگرد اين استاد باشم. نام ايشان چه بود؟ جناب سرهنگ افشار و من بسيار مديون ايشان هستم. ایشان پدر موزيكال من محسوب میشوند و تاثيرات زيادي روي ساز زدن ونوع نگاه من به موسيقي داشتهاند. اولين ضبط شما كي بود؟ در سال 68 زماني كه تنها يك سال بود ساز ميزدم اولين ضبط خود را در استديو پاپ زدم. روزي كه اولين ضبط را ميزديد به چه چيزي فكر ميكرديد؟ دنياي من كوچك بود و به اين فكر ميكردم كه آن روز اجراي خوبي داشته باشم. ايده آلتان اين بود كه نوازنده استديو شويد؟ آن موقع بله ولي بعدها ميخواستم بهترين نوازندهی كلارينت دنيا شوم. نمیدانستم دنيا این اندازه بزرگ است (باخنده) . درادامه چه كرديد؟ بعد از اتمام درسم بسيار ناراحت بودم چون هنرستان فضاي بسيار خوبي داشت وبهترين دوستان من در عرصه موسيقي از آنجا ميايند. يعني آنجا احساس كرديد كه در مسير درستي قرار گرفته ايد؟ بله كاملا اين احساس را داشتم. روش هنرستان مانند يك قيف واقعی بود. ورودي زياد وخروجي كم داشت. بسيار سخت ميگرفتند. مثلا اگر تجديد ميآورديد، اخراج ميشديد. خیلیها آن زمان از هنرستان اخراج شدند. كلارينت چطور پيش ميرفت؟ روزي 8 ساعت تمرين ميكردم. خوی مردادی من بالا گرفته بود و باید بهترین میشدم. در هنرستان ساز ديگري هم زديد؟ با سازهاي زهي نمیتوانم ارتباط برقرار كنم. پيانو میزدم اما ارتباطي را كه با كلارينت داشتم با پيانو نداشتم. هنگام نواختن كلارينت، بدليل قرار گرفتن ساز در دهان، احساس ميكنم ساز عضوي از بدنم است و مانند آواز خواندن، نواختنش برايم آسان است.
اولين قطعه اي كه با كلارينت زديد چه بود؟ اتودی از كتاب كلوزه كه کتاب و روشی است براي آموزش كلارينت. لطفا در مورد ساز كلارينت توضيح بدهيد. كلارينت از خانواده سازهاي بادي چوبيست. يك زبانه دارد با دهانه منقاري شكل داراي يك قميش كه در كشورهاي انگليسي زبان به آن ريد وآلمانها وفرانسويان به آن آنش ميگويند. براي نواختن بايد قميش را كمي مرطوب كرد تا هنگام نواختن ساز، صداي خوبي داشته باشد. صداي ساز از کدام قسمت ساز توليد ميشود؟ صدا دقيقا از سر ساز توليد ميشود. سپس وارد لوله شده واز انتهاي ساز خارج ميشود در مسير لوله از لاي كليدها نيز صدا خارج ميشود. به كلارينت هنوز علاقمنديد؟ خيلي زياد.برعكس آنچه كه در بين برخي از علاقمندان موسيقي جا افتاده ومن را يك ساكسيفونيست ميشناسند، من بشتر به كلارينت علاقه دارم. احساس ميكنم آن موسيقيای که باید با ساکسیفون اجرای شود، در کشور ما قابل اجرا نیست.نوازندگان بزرگ ساکسیفون در دنیا فاصله بسیار زیادی با ما دارند. اما در مورد کلارینت اینگونه نیست. من با کلارینت چه در ایران و جه خارج از ایران حرفی برای گفتن دارم و این را در کشوری مثل ترکیه که مهد کلارینت است، ثابت کردهام. در سایر کشورهای جهان سرمایه گذاری هنگفتی روی موسیقی بعنوان هنر و فرهنگ مردم شده است. در کشور ما دولت به موسیقی کم توجه است اما مردم به موسیقی علاقهی زیادی دارند. شما هنرستان را با موفقیت در ساززدن به پایان رساندید؟ بله، تمرین زیاد انجام میدادم. جزو افرادی نیستم که موسیقی در خونم باشد. زیاد تمرین میکردم. شما بهترین شاگرد استاد افشار بودید؟ بله. اغلب ایشان میگفتند که 30 سال است چنین شاگردی نداتشته ام. حمید رضا دیبازر هم یکی از دوستانی بود که در پیشرفتم در موسیقی نقش مهمی داشت. بخصوص در مسایل تئوری. اما در مجموع معتقدم که فقط داشتن سواد زیاد باعث ساخته شدن موسیقی خوب نمیشود. موسیقی خوب باید مخاطب داشنه باشد، باید زیاد شنیده شود. من به شدت ملودی گرا هستم. در موسیقی به ملودی اهمیت زیادی میدهم و معتقدم که یک ملودی خوب میتواند خوب هارمونیزه شود و به یک موسیقی باارزش تبدیل شود. این در هر دو مورد موسیقی باکلام و بی کلام صدق میکند. بعد از فارغ از تحصیل شدن در هنرستان موسیقی چه کردید؟ به سربازی رفتم. در نیروی هوایی تهران در رستهی موزیک مشغول به کار شدم. طبل بزرگ میزدم. ریتم رژهی یک گردان را کنترل میکردم. چند قطعه موسیقی هم در مناسبتهای مختلف برای نیروی هوایی ساختم. یکی از موسیقیهایم را رییس رستهی موسیقی به نام خود تمام کرد که البته بعد ماجرا معلوم شد و ایشان توبیخ شدند! در ضمن عضو ارکستر فرهنگسرای بهمن هم بودم. در حقیقت از زمان سربازی مشغول به کار حرفهای شده بودم. البته قبل از رفتن به سربازی هم در ارکستر تلویزیون و فرهنگسرای بهمن فعال بودم. سال 75 کنکور هنر دادم و با رتبهی 11 در دانشگاه آزاد قبول شدم. اما سطح آموزش در آن دانشگاه رضایت بخش نبود. بدون انصراف و یا هیچ حرفی، دیگر به آن دانشگاه نرفتم! دانشگاه موسیقی چیزی به شما اضافه نمیکرد؟ خیر. حرف تازهایی بریم نداشت. تمام آن چیزهایی را که میخواستند به ما آموزش دهند، قبلا در هنرستان فراگرفته بودیم و درمجموع، دوران دانشگاه، دورهی خوبی نبود! از چه وقتی ساکسیفون را شروع کردید؟ سال 78 آقای بهادری ارکستری داشتند و با ایشان مشغول همکاری بودم. پیشنهاد دادند که اگر ساکسیفون بزنم، در اجراها جذابیت بیشتری خواهد داشت. به حرفشان گوش دادم و تازه دو روز بود ساکسیفون خریده بودم که آقای ساسان جمالیان، پیشنهاد دادند برای موسیقی تیتراژ سریال "روزگار جوانی" ساکسیفون بزنم. هنوز نمیتوانستم صدای ساز را درست در بیاورم. البته اصول نوازندگی کلارینت و ساکسیفون به هم نزدیک است. با تمرین به اجرای خوبی رسیدیم و از فردای روز پخش سریال روزگار جوانی، پیشنهادهای فراوانی برای اجرای ساکسیفون به من میشد. پس داستان ساکسیفون از اینجا شروع شد؟ بله. از سال 78 تمرین ساکسیفون را جدی گرفتم. ضبطهای زیادی به من پیشنهاد میشد و البته آن زمان دیگر عضو ارکستر ملی هم شده بودم.
گروه " ایماژ" چگونه شکل گرفت؟ از ابتدای نواختن کلارینت همیشه در رویای تشکیل یک گروه بودم. یک گروه برای اجرای کنسرت. روزی با علی طباطباییان آشنا شدم که نوازندهی درام بود. به او پیشنهاد تشکیل گروه را دادم. او پذیرفت و افرادی را به گروه دعوت کرد که همه نوازندههای خوبی بودند: دارا دارایی نوازندهی بیس، آرش میتویی نوازندهی گیتار و پویا نیکپور نوازندهی پیانو. گروه در سال 79 کامل شد و تمرینها را شروع کردیم. در همان سال در فرهنگسرای ابن سینا کنسرتی را برگزار کردیم که اتفاقا با استقبال زیادی روبرو شد. موسیقی جَز را از کی شروع کردی؟ اولین بار دوستی به نام امید بنکدار، پیشنهاد نواختن موسیقی جَز را به من داد. اوایل این موسیقی را درک نمیکردم اما با تمرین و گوش دادن فراوان، با این موسیقی آشنا شدم و از آن لذت بردم. کم کم رپرتوار گروه را با قطعات جَز پر کردیم و تمرینها ادامه پیدا کرد. ماجرای گرفتن مجوز برای کنسرت ایماژهم جالب بود. در آن سال آقای خاتمی سفری به چین داشتند. همراه ایشان ارکستر ملی به رهبری آقای فخرالدینی هیئت سیاسی ایران را همراهی کرد. من هم به عنوان عضوی از ارکستر ملی، به چین رفتم. در هتل محل اقامت، شبها اجراهای مختلفی از موسیقی جَز برگزار میشد (توسط نوازندگان بومی چین)، شبی سازم را برداشتم و پیشنهاد دادم در اجرا همراهشان باشم. پذیرفتند و اتفاقا با اینکه همه چیز بداهه انجام شد، اما اجرای خوبی از کار درآمد. همان شب آقای فخرالدینی و آقای مراد خانی (رییس مرکز موسیقی ارشاد) در آن اجرا حضور داشتند و اجرایم را شنیدیند. کار که تمام شد آقای فخرالدینی تشویقم کردند و گفتند پس چرا برای خودمان (در ایران) از این اجراها نمیگذاری که پاسخ دادم: "اتفاقا عین همین ارکستر را در تهران داریم و با هم تمرین میکنیم". از سفر چین که برگشتیم، به ارشاد رفتم و خیلی زود مجوز کنسرت را گرفتم. ایماژ تا کی ادامه داشت؟ ایماژ کنسرتهای متعددی اجرا کرد. اما به تدریج بین اعضا، ناهماهنگی پیش آمد و بالاخره در سال 80 گروه فعالیتش را متوقف کرد و حالا بعد از 7 سال دوباره تلاش کردم که ایماژ فعالیت خود را از نو آغاز کند. کار را با همان اعضا شروع کردی؟ با علی طباطباییان تماس کرفتم ولی گفت که خیلی گرفتار است و نیامد. بقیه هم هر کدام به نوعی گرفتار بودند. از حدود یک سال پیش نزد آقای منوچهر اسلامی درس میگرفتم. ایشان از نوازندگان بسیار ممتاز ترومپت و از بهترین تنظیم کنندههای موسیقی در ایران هستند. به ایشان پیشنهاد تشکیل یک ارکستر بزرگ بادی را دادم و خوشبختانه ایشان پذیرفتند و گروه جدید به مرور شکل گرفت. گروه از دوستان بودند؟ تعدادی از شاگردانم بودند و تعدادی از دوستان. شامل: بصیر فقیه نصیر نوازندهی کیبورد، ایلیار خسروی نوازندهی درام، امین کریمی نوازندهی بیس، کامبیز رحمانی نوازندهی گیتار الکتریک، مهدی قلیزاده نوازندهی پرکاشن، یاشار خسروی ساکسیفون، سهیل فقیه نصیر گیتار، رامین براتی ترومبون، علی ضرابی ترومپت، هوتن غضنفری ساکسیفون، کامبیز کریمینژاد ساکسیفون. بعلاوهی آقایان منوچهر اسلامی ترومپت و منوچهر فریوسفی ساکسیفون که هر دو از بزرگان موسیقی ما هستند. یکی از کارهای بسیار خوبی که روی صحنه در اجرا میکردی این بود که مرتب نوازندگان را معرفی وتشویق میکردی. نوازندههای جوانی در گروهت بودند که کارشان ر خوب انجام میدادند و شما هم حمایت خوبی از ایشان میکردی. قصد نداشتی که تک ستارهی اجرا باشی؟! اعتقاد دارم که باید جوان را به جلو هل داد و حمایت کرد و شخصیت نوازندگی به آنها بخشید. معتقدم هر فردی باید سبک نوازندگی خاص خود را داشته باشد و این امر با حمایت به دست میآید. بخصوص جوانان. کارهای اجرایی کنسرت چطور پیشرفت؟ از نظر گرفتن مجوزبرای کنسرت، ارشاد همکاری خوبی با من داشت و با اعتمادی که به من بعنوان اهل موسیقی داشتند، مخالفتی پیش نیامد و از اجرایم استقبال کردند. کنسرتی که اجرا کردی موسیقی بدون کلام بود.موسیقی با کلام جهت گرفتن مجوز مراحل طولانی تری را باید بگذراند؟ بله، به هر حال ارشاد نگرانیهای خاص خودش را دارد و برای گرفتن مجوز کنسرت باید حداقل دو آلبوم خوب داشته باشی که من از این نظر مشکلی نداشتم. این اجرا با ایدهآلهای شما چقدر فاصله داشت؟ در این نوع کارها به هر حال اتفاقاتی میافتد که کار را از ایدهآل دور میکند. مثلا در اجرای ما صدابرداری خوبی انجام نشد. صدابرداری در اجرای زنده امر بسیار مهمی است و به دلیل نداشتن صدابردار خوب، با اشکال مواجه شدیم. یعنی صدابردار خوب نداریم؟! داریم ولی بسیار گران هستند. خود صدابردار باید موسیقی را بشناسد. هزینهی بهرهبرداری از یک سیستم صدای خوب و یک صدا بردار حرفهایی، بسیار بالاست و برای اجراهای مستقلی از جمله کار ما، بسیار گران است. یک شرکت پشتیبان (اسپانسر) در کنسرت شما حضور داشت. چقدر از شما حمایت صورت گرفت؟ متاسفانه حتی به نصف تعهدات خود عمل نکرد. غیر از صدابرداری عامل دیگری بود که شما را از ایدهآل هایتان دور کند؟ دوست داشتم ارکستر بزرگتر بود. تعداد سازها دوبرار و خیلی خوب بود اگر هورن هم در ارکستر داشتم. خوب امیدوارم در اجراهای آینده این امر برایت مهیا شود. حتما. رپرتوار ما باید اجراهای متعددی داشته باشد و حالا که از اجرایمان هم استقبال نسبی صورت گرفته، با جدیدت به کارمان ادامه میدهیم. آیا قطعاتی بود که دوست داشتید اجرا کنید ولی امکانش فراهم نشد؟ بله، قطعهای بود با تنظیم آقای اسلامی به نام SING SING SING ، یک fast blues خوب با قسمتی برای اجرای کلارینت سولو. همچنین دوست داشتم قطعهایی Klezmer در این کنسرت اجرا میشد که مربوط به منطقهی بالکان است و ملودیهایی بسیار خوب و مورد پسند شرقیها دارد. در کنسرت کدام قطعه را بیشتر دوست داشتید؟ قطعهی Orally را بیشتر دوست داشتم. البته از اجرای موسیقی سریال " پوآرو" هم استقبال خوبی شد. اجرای کدام قطعه برایتان سختتر بود؟ همین Orally. برای اجرای جَز سویینگ، باید آنرا خوب بشناسی و زیاد تمرین کنی تا خوب از کار درآید. چه موضوعی شما را در طول اجرا خوشحال کرد؟ اینکه گروه هماهنگ شده بود و یک بخش بادی مسی (brass section) داشتیم. در سالن تمرین، گروههای که قبل و بعد از ما تمرین داشتند، به تماشای ما میآمدند و از موسیقی ما استقبال میکردند. این موضوع برایم خیلی هیجان برانگیز بود. و چه مطلبی که باعث دلخوری شما شود؟ جمعیت کمی در سالن حضور داشتند و این دلسردکننده بود. در روزهای اجرای ما گروههای فراوانی کنسرت داشتند و چون به تعطیلات نوروز هم نزدیک بودیم، بیشتر مردم گرفتار مراسم نوروز و آماده شدن برای تعطیلات بودند. اگر اطلاع داشتم که در آن روزها گروههای دیگری هم کنسرت دارند و با توجه به تعطیلات، حتما کنسرت را به روزهای دیگری موکول میکردم. حرکات و صحبتهای شما روی صحنه خیلی خوب بود. گاهی میبینیم بعضی نوازندهها خیلی بی روح روی صحنه ساز میزنند و بعضی خیلی جلف. اما گروه شما خیلی خوب بود. برای این موضوع تمرین بخصوصی انجام داده بودید؟ خیر، سعی میکنم روی صحنه قبل از هر چیزی اول خودم باشم و تظاهر به چیزی نکنم. همین توصیه را هم برای دوستان داشتم. یکی از نقاط اوج کنسرت شما، قطعهای بود که با آقای منوچهر فریوسفی به نوازندگی پرداختید. در مورد این قطعه توضیح دهید. آقای فریوسیفی پدر یکی از دوستان من در هنرستان موسیقی بود و با هم آشنایی قبلی داشتیم. آقای فریوسفی در هنرستان ناظم ما هم بودند و همیشه از دوستان نزدیک آقای اسلامی. ایشان به موسیقی عربی علاقهی بسیار دارند و توانایی بسیار زیادی در اجرای این قطعات دارند.
روی صحنه، شما بعنوان سولیست، میکروفن را از ساکسیفون خود باز کردید و به آقای فریوسفی دادید. ایشان خیلی آرام میکروفن را به ساز خود نصب کردند و اجرایی حیرت بار را به نمایش گذاشتند. این حرکت شما، خارج از بُعد موسیقی، حرکت بسیار قشنگی بود. ممنونم. آقای فریوسفی نوازندهی بسیارخوبی هستند.
یکی از نکات قابل توجه در کنسرت شما، فاصله سنی زیاد بین جوانترین و مسنترین فرد گروه بود. بله، ما تقریبا از سه نسل مختلف روی صحنه بودیم. آقای اسلامی تقریبا 70 سال و ایلیار 17 سال دارد. من از آقای منوچهر اسلامی تشکر میکنم. حضور ایشان در گروه باعث شد جوانترها با انگیزهی بیشتری کار کنند و به من اعتماد بیشتری داشته باشند. در گروه هیچ درگیریای نداشتیم و در فضایی پاک کار کردیم. از همهی گروه متشکرم. برای ادامهی فعالیت با گروه برنامهای دارید؟ در حال حاضر، فیلم اجرای کنسرت را آماده میکنیم. برای ارایهی نمونهی کار به مراکز مختلف. شرکتها و سازمانهای مختلف بعنوان حامی این کنسرتها، چه نقشی میتوانند داشته باشند؟ با حمایت مالی و امکانات اجرایی مانند نور و صدا ، نقش بسیار موثری را میتوانند در اجرای بهتر کنسرتها داشته باشند و در جذب مخاطب و معرفی خدمات خود به مردم، موفق عمل کنند. این حمایتها میتواند از هزینهی چاپ آگهی برایشان ارزانترت و موثرتر تمام شود. آقای ایمان جعفری، روزهایی خوب و موفق را برای شما آررزو میکنم. متشکرم. تماشای بخشی از کنسرت:01 تماشای بخشی از کنسرت:05
|