دوشنبه 20 مهر 1383
ن
 

اين آدم رو به راه و سرحال نيست. روان پريش و مدام در حال توهم است و زنجيره فكرى مرتب و منطقى ندارد. پس پرونده تم وارياسيون بسته مى شود و موسيقى گاوخونى بر اين اساس شكل نمى گيرد. در موسيقى تم مركزى كه گسترش پيدا كند نداريم، با قطعاتى مواجيهم كه مثل جزيره از هم جدا هستند. همه اينها به خاطر پسر است كه دائماً كابوس مى بيند و فكر هاى عجيب و غريب مى كند. يك موسيقى شلوغ و اركستر بزرگ پرساز به درد توصيف حالت هاى او نمى خورد. موسيقى نبايد آن قدر پررنگ باشد كه صداى پسر كه درباره خودش، پدرش و گاوخونى مى گويد، فراموش شود. گوش بيننده تا اين جاى كار هم به اندازه كافى درگير است. چون در گاو خونى صدا بيشتر از تصوير اهميت دارد و شايد به همين دليل هم باشد كه بيشتر كسانى كه فيلم را ديده اند، متوجه موسيقى آن نمى شوند. گاوخونى به همين خاطر اول قرار بود فقط يك سى دى باشد كه در آن كسى قصه اين باتلاق را روايت مى كند. بهروز افخمى و گروهش سى دى را در استوديو طنين صوت كه كيوان هنرمند مدير آن بود، ضبط كردند. هنرمند براى اول و آخر آن چند ثانيه موسيقى ساخت. او از سال ۶۴ ، ۶۵ به طور جدى موسيقى را شروع كرده و بعد تصميم گرفته كه آهنگسازى كند. افخمى مى فهمد كه او فقط يك تكنسين صدا نيست و از موسيقى كه ساخته خوشش مى آيد. بنابراين وقتى فيلمنامه جديد را مى نويسد از او مى خواهد كه براى گاوخونى موسيقى بسازد: آنها حرفه اى بودند و من آماتور. اولين بارى بود كه مى خواستم براى فيلمى موسيقى بنويسم. دغدغه داشتم كار هايى كه مى كنم مورد قبول واقع مى شود يا نه. احتمال مى دادم كه از اينكه مرا انتخاب كرده اند پشيمان شوند. چون از اول قصد نداشتم يك كار معمولى كنم كه مقبوليت بيشترى داشته باشد. اما به دليل اينكه آماتور بودم ترسى از كنار گذاشته شدن نداشتم. از اين گذشته آقاى افخمى هم آدم جسورى بود و ايده هاى مرا مى پسنديد. فيلم با يك موسيقى نسبتاً سنگين شروع مى شود، با گيتار الكتريك، درامز، ويولنسل و... اين اعلان آغاز فيلم است تا همه بفهمند كه فيلم شروع شده. اين را بهروز افخمى مى گويد. اينكه مردم در ايران خيلى دير متوجه مى شوند فيلم شروع شده و قبل از پايان فيلم، صندلى هاى خود را ترك مى كنند پس اين موسيقى در تيتراژ اول و پايانى گاوخونى قرار مى گيرد و چندان ربطى به موسيقى متن ندارد. هنرمند مى گويد: آنچه در فيلم قرار است اتفاق بيفتد، همه اش يك جور غافلگيرى است مى خواستم در موسيقى هم به اين برسم. بنابراين براى لحظات غافلگيرى تم هاى مختلف انتخاب شده اند كه گاهى كاملاً متفاوت از هم هستند. پسر كابوس مى بيند، او و پدر در قايقى روى گاوخونى شناورند. بين پدر، پسر و باتلاق رابطه اى وجود دارد و البته از نظر هنرمند در حقيقت آنها يكى هستند قسمت هاى مختلف موسيقى هم در عين جدا بودن بايد به هم ربط داشته باشند و اين ربط در نوع ساز هاست كه البته ممكن است دير فهميده شود: كمانچه، كنترباس و يولنسل كه از خانواده ساز هاى زهى آرشه اى هستند كه بيشترين تفاوتشان در اندازه است، در كنار پيانو، فلوت و سه تار. ساخت موسيقى تقريباً يك سال طول كشيد. خيلى از بخش ها قبل از فيلمبردارى نوشته شده بود. براساس حسى كه هنرمند از فيلمنامه گرفت و صحبت هايى كه با افخمى كرد. وقت هايى كه بهرام رادان براى تمرين نريشن به استوديو مى آمد، او هم بخش هايى را كه نوشته بود براى كارگردان پخش مى كرد. نوشتن موسيقى موازى با فيلمبردارى و تدوين ادامه پيدا كرد، حتى تا زمان صداگذارى. گاهى هم با تغيير صحنه ها، موسيقى تغيير مى كرد، كم و زياد يا جابه جا مى شد. مثل صحنه اى كه قرار بود پسر از كتابفروشى اخراج شود. هنرمند آهنگ people strange را از گروه the doors انتخاب كرد و در سازبندى آن تغييراتى داد، اما صحنه تغيير كرد و فقط قسمت آخر اين قطعه كه هنرمند چيزهايى به آن اضافه كرده بود، باقى ماند. او موسيقى كم سازى نوشت و وقتى داستان را مى خواند، در ذهن خود موسيقى را آماده مى كرد. داستانى كه خيلى دوستش داشت و اصلاً مثل زندگى شخصى خودش بودبراى موسيقى او سبك خاصى نمى توان قائل شد، اما گاهى علاقه مندى آهنگساز به موسيقى كلاسيك از درون آن پيداست، چون ساز او گيتار كلاسيك است. هنرمند مى گويد كه الگويش رولينگ استونز است: آنها هم سبك كاريشان را نمى شود تعريف كرد و بيشتر آثارشان هيچ شباهتى به ديگرى ندارد. من هم دوست دارم اين طورى باشم و كارهايم يك جور و پشت سر هم نباشد. به هر حال او نوازندگان سه تار و كمانچه را از ميان كسانى انتخاب كرد كه تعصبى روى موسيقى سنتى نداشته باشند. هنرمند موسيقى گاوخونى را به صورت سى دى و به طور محدود منتشر كرده كه فقط در سينما سپيده محل اكران فيلم به فروش مى رسد. گوش كردن به اين موسيقى قبل از اينكه فيلم را ديده باشى سخت است. يكى به همان دليل نبودن تم مركزى كه گسترش يافته باشد و ديگر به خاطر كوتاهى قطعات كه قبل از اثرگذارى به پايان مى رسند و احتمالاً پراكندگى آنها هم در اين قضيه موثر است و اينكه موسيقى به تنهايى چيزى را روايت نمى كند. من اصلاً دوست ندارم كسى كه فيلم را نديده، سى دى را بخرد. موسيقى را با اين هدف منتشر كردم كه جدى تر مورد نقد قرار بگيرد و كسانى كه فيلم را ديده اند بتوانند دقيق تر آن را گوش كنند و ايرادهايش را بگويند. به دنبال مشترى نبودم و اصلاً نمى خواستم شنونده موسيقى را موقع فراغت يا زمانى كه غذا مى خورد، گوش كند. كيوان هنرمند موسيقى هاى ديگرى هم نوشته كه هنوز منتشر نشده اند، البته سواى يك سى دى مولتى مديا از ۸ كار استينگ كه آموزشى است و سازها آناليز شده اند. او مجوز آلبومى به نام ردپا و كار ديگرى به نام طلسم را گرفته كه در آن از متن استفاده شده است و تمى اجتماعى دارد. در اينجا عادت كرده ايم موسيقى را با شعر وزن دار و ريتميك بشنويم. در شوراى شعر وزارت ارشاد هم همين تفكر وجود دارد و كلى كلنجار رفتيم تا بالاخره مجوز را دادند. البته خيلى از كارها راضى نبودم و نقص هايى در آن ديدم و احتمالاً با تغيير منتشرش مى كنم. هنرمند فيزيوتراپيست است و مى گويد: خوشحالم كه از راه موسيقى پول در نمى آورم چون به نظرم كسانى كه كارشان فقط موسيقى است با اين وضعيتى كه وجود دارد خيلى آدم هاى بزرگى هستند كه زنده مانده اند. طلسم به گفته آهنگسازش از اين نظر كه قطعاتش مثل هم نيست شباهت هايى به گاوخونى دارد: چيزهايى را در اجتماع مى بينم كه به نظرم يك جور طلسم است. كارى كه نبايد بكنيم اما مى كنيم. اتفاقاتى كه همه مخالفش هستند اما به آن تن مى دهند و راضى نمى شوند پا از آن محدوده بيرون بگذارند. كسى كه از وضعيتش ناراضى است اما نمى خواهد تغيير كند، اين واقعاً شاهكار است. بعد از ساخت موسيقى گاوخونى، هنرمند به پيشنهاد حسن يكتاپناه، موسيقى متن داستان ناتمام را ساخت. فيلمى كه كمتر از ۱۵ دقيقه موسيقى دارد. اين را هنرمند تشخيص داد: كل فيلم حالت مستند دارد و ديدم بهتر است كه براى ۵ دقيقه آخر و تيتراژ پايانى موسيقى بنويسم. حتى تيتراژ اول داستان ناتمام هم موسيقى ندارد. موسيقى داستان ناتمام متفاوت از گاوخونى است و آواز دارد و از آن نوع كه كمى آدم را ياد كارهاى dead can dance مى اندازد. هنرمند مجوز انتشار سى دى آن را هم گرفته اگرچه سى دى سه ترك بيشتر ندارد و كل آن ۱۰ دقيقه است. او مى گويد چه اشكالى دارد. سى دى هايى به بازار آمده اند كه فقط ۵ دقيقه موسيقى داشته اند: من آدم خوش بينى هستم.


 
صفحه اسلی       صفحه قبلی


منبع : شرق